بسمه تعالی
با توجه به انتخابات مجلس نهم، شوکت الله سازند تصمیم گرفت در یک گپ خودمانی برخی تذکرات را با منتخبان ملت در مجلس نهم داشته باشد که در قالب این گپ و گفت وظایف اساسی ایشان در دوره نمایندگی را از متون دینی گوشزد کند. در متن قبلی قسمت اول این تذکرات را بیان کردیم. اینک قسمت دوم:
اطاعت از فرمان رهبرى
رهبر آگاه، عادل، مدبّر و با تقوا، ملّت خویش را جز به سوى شرافت و سربلندى رهنمایى نخواهد کرد، به شرط آنکه کارگزاران و سیاست مداران مملکت، سخنش را به گوش گیرند و فرمانش را اطاعت کنند. امام زینالعابدین (ع) فرمود:
طاعَةُ وُلاةِ الْامْرِ تَمامُ الْعِز
اطاعت از رهبران، عزّت کامل است.
رعایت سلسله مراتب و گوش به فرمان رهبر داشتن آنقدر حیاتى و حساس است که اگر مورد مسامحه و بىاعتنایى قرار گیرد، بلافاصله واکنش منفى آن رخ مىنماید و به اندازه وسعت و اهمیّت مسؤولیت و مأموریت، اثر سوء بر جاى مىگذارد گرچه رهبر، پیامبر (ص) یا امیرمؤمنان (ع باشد، چنان که شکست تلخ مسلمانان در غزوه احد بر اثر نادیده گرفتن دستور پیامبر (ص) بود. که به آنان دستور داده بود تا اطلاع ثانوى تنگه عینین را ترک نکنند و آنها از این فرمان تمرّد کردند و سرنوشت جنگ را به نفع کفار قریش تغییر دادند. همان گونه که پیروزى ظاهرى معاویه در جنگ صفین، در حکمیت و در صلح با امام حسن (ع) بر اثر اطاعت پذیرى نیروهاى خود و تمرّد و نافرمانى یاران امام على و امام مجتبى (ع) به دست آمد و حتّى بىوفایى مردم کوفه در تاریخ تشیّع ضربالمثل شد؛ امیر مؤمنان (ع) در خطبه اندوهناک خود، که پس از یورش هاى پى در پى نیروهاى معاویه و مسامحه نیروهاى خودى ایراد شده، با حالت شِکوه مىفرماید:
به من خبر دادهاند که بُسر- مزدور معاویه - تا یمن آمده است؛ به خدا سوگند! من بر این باورم که دار و دسته معاویه شما را محاصره و مغلوب خواهند کرد، زیرا آنان بر گرد باطل خویش، اتحاد دارند و شما با آنکه برحقید، گرفتار تفرقهاید، شما امام تان را در «حق» نافرمانى مىکنید و آنان پیشوایشان را در باطل، فرمان مىبرند ... خدایا من از این مردم، دلگیر و خسته و اینان نیز از من، سیر و ملولند! پس به من بهتر از اینان را عطا کن و به جاى من [انسان] شرّى بر آنان بگمار!
قانون گرایی
پایبندى به قانون و ارجگذارى به آن، براى مسؤولان مملکتى و سیاست مداران ضروری است، زیرا آنان خود، تدوین کنندگان و مجریان قانون و متولّیان برنامه ریزى و اجراى صحیح آنند و اگر خداى نخواسته، قانون را براى مردم بخواهند و خود را مافوق قانون بدانند، به طور قطع، خود و جامعه را به نابودى خواهند کشاند. امام صادق (ع) می فرماید:
زنى را نزد پیامبر (ص) آوردند، او با این که در دودمان خویش از شوکت و شرافت برخوردار بود، به دزدى دست زده بود. رسول خدا (ص) تصمیم گرفت، قانون خدا را درباره او اجرا کند. عدهاى از قریش نزد آن حضرت واسطه شدند و گفتند: آیا انگشتان زن محترمى را به خاطر یک دزدى بىاهمیت قطع مىکنید؟! پیامبر (ص) فرمود: آرى! پیشینیان به دلیل چنین تبعیضى نابود شدند؛ آنان، قانون را نسبت به ناتوانان اعمال مىکردند، ولى زورمداران و اشراف را معاف مىداشتند، از این رو نابود شدند!
در نگاه متون دینی، کارگزاران واقعى اسلام، قانون مندان واقعى نیز هستند و هر چه ایمان فرد، قوی تر باشد، بیشتر و بهتر قانون را مراعات مىکند، چنان که بىاحترامى و پایمال کردن قانون، نشانه ضعف و سستى ایمان محسوب مىشود، به همین دلیل، انبیا و اوصیاى گرانقدرشان علاوه بر آنکه مبلّغ قانون خدا بودند، خود بیش از دیگران قانون را مراعات مىکردند و در برابر آن تسلیم بودند؛ امام راحل (ره) در این باره مىفرماید:
از صدر عالم تا کنون، تمام انبیا براى برقرار کردن قانون آمدهاند و اسلام براى برقرارى قانون آمده است و پیغمبر اسلام و ائمّه اسلام و خلفاى اسلام، تمام براى قانون خاضع بودهاند و تسلیم قانون بودهاند، ما هم باید تبعیت از پیغمبر اسلام بکنیم و از ائمّه هدى [تبعیت] بکنیم و به قانون، هم عمل کنیم و هم خاضع باشیم.
آثار گرانقدر اجراى قانون
به طور کلّى، قوام و پایدارى جامعهها مرهون اجراى دقیق قوانین صحیح و اصولى است، ولى اگر درصدد ریز کردن ثمرات پربار مراعات قانون برآییم، آثار بىشمارى را باید یرشماریم که در زندگى فردى و اجتماعى جامعه قانونمند، خودنمایى خواهد کرد، از جمله:
الف. عدالت و مساوات؛ با رعایت قانون، عدالت و مساوات بر جامعه حاکم مىشود و اقشار مختلف احساس مىکنند که اگر پا را از گلیم قانون فراتر نهند یا حقوقشان توسط دیگران پایمال گردد، قانون با متخلّف برخورد خواهد کرد و حق ستمدیده را باز خواهد ستاند.
ب. امنیت و امید؛ وقتى در جامعه، ضابطه جاى رابطه نشست و هر کارى بر اساس قانون، سامان گرفت، شهروندان در میدان هاى گوناگون علمى، اقتصادى، اجتماعى و سیاسى، احساس امنیت مىکنند و اطمینان خاطر دارند که قانون مانع گزندهاى احتمالى خواهد شد و قانونگذاران و مجریان قانون، روز به روز، با وضع قانون مناسب و اجراى آن، بر استحکام جامعه مىافزایند و آن را به سوى آینده بهتر سوق مىدهند و مردم را به آیندهاى بهتر امیدوار مىسازند. امام خمینى (ره) در این باره مىفرماید:
لکن قانونى که مال همه ملت است و براى تهذیب همه ملت است و براى آرامش خاطر همه ملت است و براى مصالح همه ملت است، باید محترم شمرده بشود.
ج. وحدت و انسجام؛ قانون خدا به خاطر انسجام و هماهنگىاش، هیچ گونه تبعیضى میان افراد قائل نیست و به اصطلاح همه را به یک چشم مىنگرد، همچنین منافع عمومى را در نظر دارد و این ویژگى سبب مىشود که چون رشتهاى محکم، افراد جامعه را به هم پیوند زند و مانع تفرقه و دوگانگى گردد. امام راحل (ره) در این باره مىفرماید:
«اگر همه اشخاصى که در کشورمان هستند و همه گروههایى که در کشور هستند و همه نهادهایى که در سرتاسر کشور هستند به قانون خاضع بشویم و قانون را محترم بشمریم، هیچ اختلافى پیش نخواهد آمد. اختلافات از راه قانونشکنیها پیش مىآید.»